مقتل بخوان
مقتل بخوان

تا گریه بر حسین، تمنّای خلقت است

بین من و تمام ملائک رقابت است

نزدیک ‌می‌کند دل ما را به هم، حسین

این اشکِ روضه نیست، که عقدِ اخوت است

مقبول اگر شده‌ست نمازی که خوانده‌ایم

مُهر قبولی‌اش به‌خدا، مُهر تربت است

ما از غدیر سینه‌زن کربلا شدیم

این دست‌های رو به خدا، دست بیعت است

پیدا شدیم هرچه در این راه، گم شدیم

یعنی فقط حسین چراغ هدایت است

از دخل آبروی حسین است خرج ما

نوکر برای صاحبش اسباب زحمت است

قرآن و منبر و دو سه خط روضهٔ عطش

ساعاتِ خوبِ هفته همین چند ساعت است

حالا که بغض، بسته به من راهِ حرف را

مقتل بخوان که موقع ذکر مصیبت است

آن درد که درآمد از آن، دادِ اهل بیت

نه درد قتلگاه، که درد اسارت است

    شاعر: سعید پاشازاده

  • مجموعه شعر: اهل بيت عليهم السلام

Notice: ob_end_flush(): failed to send buffer of zlib output compression (0) in /home/pashazade/public_html/wp-includes/functions.php on line 4350